مجموعه متن شعر بچگانه کوتاه و بلند (آسان و شاد)

به گزارش وبلاگ تالار پذیرایی، گلچین متن شعر بچگانه را با عناوین اشعار بچگانه، شعر آسان برای بچه ها، شعر بچگانه کوتاه و شعر بچگانه قدیمی و فولکلور برای کودکتان بخوانید.

مجموعه متن شعر بچگانه کوتاه و بلند (آسان و شاد)

وبلاگ تالار پذیرایی | سرویس سرگرمی - شعرهای بچگانه کوتاه و بلند بسیاری برای بچه ها در سنین مختلف سروده شده است. شعر بچگانه جذاب و سرگرم کننده است و در آموزش مفاهیم اساسی زندگی به بچه ها یاری می کند به عنوان مثال شعرهای بچگانه در مورد صداقت که ارزش راستگویی و صداقت را به با شعرخوانی برای بچه ها بیان می کند و همچنین به آنها امکان می دهید که لغات بیشتری را به خاطر بسپارند؛ با این کار هم قدرت حافظه آنها تقویت می شود و هم گنجینه لغاتشان افزایش می یابد. در مطلب حاضر می توانید زیباترین اشعار بچگانه را بخوانید.

در این مطلب بخوانید:
  • مجموعه متن شعر بچگانه
  • اشعار بچگانه
  • شعر آسان برای بچه ها
  • شعر بچگانه کوتاه
  • شعر بچگانه قدیمی و فولکلور

مجموعه متن شعر بچگانه

نی نی توی حیاطه

چشمش به آسمونه

منتظره برف بیاد

از ابر، دونه دونه

به ابر میگه: چرا کم

برف می آری واسه مون

زمستونه! لم نده

بیکار توی آسمون

برف های دیروز تو

هی چیکه چیکه آب شد

اون آدم برفی ای که

ساخته بودم خراب شد

برف های سردتر بریز

توی حیاط خونه

برفی که زود آب نشه

یکی دو روز بمونه !

مورچه

تو مثل نقطه هستی

سیاه و ریز ریزی

ولی باید بدانی

برای من عزیزی

برای دیدن تو

کنارت می نشینم

کمی خم می شوم تا

تو را بهتر ببینم

همیشه صبح تا شب

فقط مشغول کاری

تو خیلی دانه حتماً

میان لانه داری

دلت می خواهد الآن

بیایی روی پایم

چرا پس ساکتی تو؟

بگو الآن می آیم

تو را من دوست دارم

خودت شاید ندانی

تو کوچولوترین دوست

برایم در دنیای

ناصر کشاورز

❆❆❆❆❆

تا تلفن صدا کرد

خنده کنان دویدم

صدای بابایم را

از توی آن شنیدم

شنیدم او لپم را

مثل همیشه بوسید

من این جا خنده کردم

بابا از آن جا خندید

وقتی که خنده می کرد

انگاری پشت در بود

صدای بابا اینجا

اما خودش سفر بود

***

شب، شب، شب

شب اومد ـ کدوم شب؟

اون که موهاش سیاهه

رو دامنش یه ماهه

ـ کدوم ماه؟

ـ اون که تو آسمونه

قشنگه، مهربونه

چادر نقره داره

دور و برش پر شده از وبلاگ تالار پذیرایی

ـ کدوم، کدوم وبلاگ تالار پذیرایی؟

ـ وبلاگ تالار پذیرایی ای که مثل یک چراغه

مثل گلای یاس توی باغه

می خوام بیاد پایین منو ببینه

مثل گلی رو دامنم بشینه

افسانه شعبان نژاد

اشعار بچگانه

دست کوچولو، پا کوچولو

گریه نکن، بابات می آد

تا خونه همسایه ها

صدای گریه هات می آد

گُشنه شدی؟ شیرت بدم

تشنه شدی؟ آبت بدم

خوابت می آد؟ لالا بکن

تا من کمی تابت بدم

تق و تق و تق، در می زنن

این باباته، صداش می آد

گریه نکن تا بشنوی

صدای کفش پاش می آد

***

الو مامان کجایی؟

تو راهی یا اداره؟

زودتر بیا، زودتر بیا

چون موقع ناهاره

اینجا کنار سفره

منتظرت نشستم

هنوز غذا نخوردم

با اینکه گشنه هستم

زود بیا تا خودم را

برای تو لوس کنم

می خوام که قبل از غذا

صورتتو بوس کنم

شکوه قاسم نیا

❆❆❆❆❆

مادربزرگ مهربون

با پارچه های رنگارنگی

دوخته برام عروسکِ

با نمک و خیلی قشنگی

روسری کرده سرش

پاچین گلدار به تنش

یه عالمه پنبه و پشم

گذاشته توی بدنش

با نخ آبی رو لبش

یه خال آبی کاشته او

اسم عروسک منو

مامان گلی گذاشته او

***

باز بهار آمده

به باغ و صحرا

پر شده از بوی گل

تمام دنیا

قالی سبز چمن

خیلی قشنگ است

شکوفه درختان

رنگ به رنگ است

به شاخه ها نشسته

صدها جوانه

کرده میان شاخه

پرنده لانه

درخت کرده دعوت

پرنده ها را

چقدر شاد و زیباست

نغمه آنها

اسدالله شعبانی

متن شعرهای بچگانه

متن شعرهای بچگانه

آمدى و پنجره ها باز شد

کوچه پر از خنده و آواز شد

بین تو و دسته گنجشک ها

بازى و هم صحبتى شروع شد

آمدى و عطر تو پیچید باز

دردل این کوچه ى پر پیچ و خم

تا که نسیم نفس تو وزید

پاک شد از ذهن هوا، گرد غم

آمدى، همراه قدم هاى تو

سنگ به تنهایى این کوچه خورد

تلخى دلتنگى این کوچه را

خنده شیرین تو از یاد برد

***

آی حلزون شاخکی !

کجا می ری یواشکی؟

جلو می ری یواش و ریزه، ریزه

پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه

خال های دونه دونه دونه داری

به روی پشت روی خود یه لونه داری

ساکتی و خجالتی و تنها

بمون توی باغچه خونه ما

مهری ماهوتی

❆❆❆❆❆

یک لباس صورتی

در خیالم بافتم

نقشه خورشید را

روی آن انداختم

یک کبوتر، آن طرف

با پر و بال سفید

آشیانه کرده بود

بر درخت سبز بید

در کنار آن درخت

چشمه بود و رود و سنگ

آن خیال صورتی

شد لباسی رنگ رنگ

رودابه حمزه ای

خورشید خانم که خسته بود

رفت پشت اون کوه کبود

هلال ماه ابرو کمان

نشست کنار آسمان

وبلاگ تالار پذیرایی ها دور و برش

الماس می ریختند به سرش

وقتی که شب سحر شد

خروس از آن خبر شد

قوقولی قوقو را سر داد

به بچه ها خبر داد:

کی خواب و کی بیداره

صبح شده وقت کاره

***

برف آمده شبانه

رو پشت بام خانه

برف آمده رو گل ها

رو حوض و باغچه ما

زمین سفید هوا سرد

ببین که برف چه ها کرد

رو جاده ها نشسته

رو مسجد و گلدسته

برف قاصد بهاره

زمستان ها می باره

سلام سلام سپیدی

دی شب ز راه رسیدی؟

پروین دولت آبادی

❆❆❆❆❆

ما بچه هایم

شیرین زبانیم

تنها و با هم

کتاب می خوانیم

ما در دبستان

شادیم و خندان

چون گل که دارد

جا در گلستان

گفتار ما خوب

هر کار ما خوب

با هر کسی هست

رفتار ما خوب

عباس یمینی شریف

❆❆❆❆❆

یک دوست دارم

که مهربان است

جایش همیشه

در آسمان است

او صورتم را هی می کند ناز

یا توی گوشم می خواند آواز

اسمش نسیم است

آرام و شاد است

بابای خوبش

آقای باد است

***

خبر خبر خبردار

گل آمده به بازار

یکی، دو تا، نَه، ده تا

نَه ده، نَه صد، چه بسیار

به برف و سرما گفته

برو خدانگهدار

خبر خبر شبانه

درخت زده جوانه

دوباره بر سرش بست

شکوفه دانه دانه

به روی شاخه ای ساخت

پرستو آشیانه

خبر خبر خبرهاست

میان باغ غوغاست

کدام را بگویم

که هر چه هست، زیباست

خلاصه خبرها

بهار خوب و زیباست

مصطفی رحماندوست

❆❆❆❆❆

روی دیوار حیاط

می نشیند شاپرک

بال های نازکش

طفلکی خورده ترک

ساکت و بی حرکت است

شاید او سردش شده

نه گمانم زخم او

باعث دردش شده

شاپرک جان تشنه ای؟

چیزی آیا خورده ای؟

ساکتی حرفی بزن

خانه را گم کرده ای؟

زیر نور آفتاب

شاپرک خوابیده است

حتماً او در خواب خود

باغ گل را دیده است

می کشد خمیازه ای

می روم نزدیک تر

حال او بهتر شده

شاپرک جانم بپر

سعیده موسوی زاده

شعر کوتاه برای بچه ها

شعر کوتاه برای بچه ها

شعر آسان برای بچه ها

کفشای مامان

پاشنه بلنده

وقتی می پوشه

نی نی می خنده

حالا پوشیده

کفشا رو نی نی

میگه مامان جون

منو می بینی؟

بزرگ شدم من

قدم بلنده

چرا باباجون

به من می خنده؟

مامان میگه جان !

چه کاری کردی !

پاهاتو توی

کفش من کردی؟

مهری طهماسبی دهکردی

❆❆❆❆❆

وقتی که من مامان بشم

چادر مشکی می پوشم

کفش زرشکی می پوشم

دامن چین دار

روسری می ندازم سرم

یک کیف گنده می خرم

می رم به بازار

شلوار و مانتو می پوشم

مقنعه نو می پوشم

می رم سر کار

می گم مامانِ گل من

عروسک خوشگل من

خدانگهدار

مریم اسلامی

❆❆❆❆❆

روی انگشت بهار

شاپرک می خندد

بال هایش را، باز

می کند، می بندد

شاپرک می داند

که بهار آمده است

بر سرِ کوه، نسیم

باز چادُر زده است

از هوا انگاری

بوی گل می بارد

شاپرک در چشمش

آسمانی دارد

چشمه می جوشد باز

مثل آوازِ بهار

شاپرک می داند

هست شروع بهار

شاپرک بالش را

لحظه ای می بندد

عکس او در چشمه

مثلِ گل می خندد

جعفر ابراهیمی

❆❆❆❆❆

توی ده ما

لولوخورخوره !

نشسته تنها

روی سُرسُره

شده با غصه

دلش رو به رو !

آخر همبازی اش

قهر کرده با او !

می روم پیشش

با شعر و لبخند

می دهم او را

با شادی پیوند

احمد خدادوست

❆❆❆❆❆

یه روز بابای نی نی

وقتی اومد به خونه

آورد برای نی نی

یه چتر بچه گونه

حالا نی نی به چترش

خیلی علاقمنده

گاهی اونو می بوسه

باز می کنه می بنده

گاهی توی حیاطه

می گیره چترو بالا

ولی هنوز یه بارون

نیومده تا حالا

هر روز به ابرها می گه :

بارون بشین ببارین

فکر می کنم که اصلا

چترمو دوست ندارین!

❆❆❆❆❆

خروسه کجاست؟ رو پرچین

چی داره ؟ تاج چین چین

بالش رو هی تکون می ده

به این و اون نشون می ده

می گه که خوش به حال من

رنگین کمونه بال من

هم قوی، هم قشنگم

هیچ کس نیاد به جنگم

بعد چی می شه؟

می خونه تا خسته می شه

وقتی می آد به لونه

نمونده آب و دونه

❆❆❆❆❆

یک درخت اینجا

یک درخت آنجا

هر دو تا سبزند

هر دو تا زیبا

این یکی سیب است

آن هم انگور است

جیک و جیک و جیک

ای گنجشک ناز

یک سیب قرمز

برایم بنداز

وز و وز و وز

زنبور آی زنبور

بده به من هم

یک خوشه انگور

❆❆❆❆❆

تو قفسهای باغ وحش

حیوونهای رنگارنگ

پرنده های کوچولو

میمون و شیر و پلنگ

میمونه شکلک می سازه

مَردُموشاد میکنه

با یه دونه توپ سفید

تنهایی فوتبال می کنه

نگاه کنید خرسَرو

ایستاده روی دو پا

خرگوشه رو نگاه کنید

هی می پره رو هوا

طاووس رو نگاه کنید

چه خوشگل و قشنگه

چترشوهی باز می کنه

ناز و خوش آب و رنگه

❆❆❆❆❆

دریاچه آبی رنگه

توش ماهی و نهنگه

ماهی رو موج می شینه

نهنگ اونو می بینه

میگه نهنگ پرزور

یه وقت نری راه دور

شب که بشه، جای شام

می خورمت هام و هام

ماهیه از روموجا

می پره توی دریا

شناکنون می ره

به یک جای دور

جا می مونه

نهنگ چاق و مغرور

❆❆❆❆❆

شب اومد و وبلاگ تالار پذیرایی

رو آسمون نشسته

نه یک ، نه ده ، نه صدتا

هزار هزار تا دسته

وبلاگ تالار پذیرایی توی شبها

چراغ آسمونه

مثل گل و بنفشه

تو باغ آسمونه

یک کمی این طرفتر

ماه قشنگ و زیباست

دلش گرفته امشب

برای اینکه تنهاست

❆❆❆❆❆

ای زنبور طلایی

نیش می زنی بلایی پاشو پاشو بهاره

گل وا شده دوباره پاشو پاشو بهاره

گل وا شده دوباره

ای زنبور طلایی

نیش می زنی بلایی پاشو پاشو بهاره

عسل بساز دوباره پاشو پاشو بهاره

عسل بساز دوباره

❆❆❆❆❆

آفتاب مهتاب چه رنگه

چه قدر هر دو قشنگه

یکی روشنی روز

یکی نور شب افروز

یکی طلای زرده

یکی نقره سرده

یکی پرتو خورشید

به روی خاک پاشید

یکی از ماه زیبا

بتابد بر همه جا

آفتاب مهتاب چه رنگه

چه قدر هر دو قشنگه

❆❆❆❆❆

خیاط ما اوستا رضا

کار می کنه برای ما

پارچه ها رو چی می کنه؟

می بره، قیچی می کنه

نخ رو تو سوزن می کنه

شروع به دوختن می کنه

تیک تاک چرخ خیاطی

می شه با خنده اش قاطی

اوستا رضا مهربونه

لباش همیشه خندونه

می دوزه مثل فرفره

می چرخه نخ با قرقره

لباس های رنگ و وارنگ

بلند و کوتاه و قشنگ

شلوار و کت با پیراهن

برای تو، برای من...

کارتونکی هم اون بالا

خیاطه چون اوستا رضا

او چرخ و سوزن نداره

نخش چرا این جوریه؟

هر چی می دوزه، توریه!

اسدالله شعبانی

❆❆❆❆❆

بابام می ره سر کار

بابام یه باغبونه

شب بوی باغ و گل رو

با خود می یاره خونه

کارش تو پارک شهره

درخت و گل می کاره

بابام به باغبونی

به گل، علاقه داره

منم به کار بابا

خیلی علاقه دارم

دلم می خواد که من هم

درخت و گل بکارم

جعفر ابراهیمی

شعر بچگانه کوتاه

کی بود کی بود؟

یه صابون کوچیک موچیک

گریه می کرد چیلیک چیلیک

غصه می خورد همیشه

می گفت چرا صابون بزرگ نمی شه

هر روز دارم آب می خورم تَر می شم

ولی کوچیک تر می شم

رفتم پیشش نشستم

براش یه خالی بستم

گفتم من هم اون قدیما غول بودم

مثل تو خنگول بودم

کوچیک شدم که با تو بازی کنم

سُرت بدم سُرسُره بازی کنم

شعر کوتاه بچگانه

شعر کوتاه بچگانه

قلاب ماهی دارم

گذاشتمش کنارم

می خوام بگیرم از آب

ماهی رو با قلاب

دریا از این جا پیداست

بابام می گه:چه زیباست !

تو راه، کمی خوابم برد

ماشین بابا سر خورد

نه دریا بود، نه آب بود

اینا همش تو خواب بود

جعفر ابراهیمی

❆❆❆❆❆

پنجره اتاقم

باز می شه بسته می شه

این کیه پشت پرده

این کیه پشت شیشه؟

من می دونم کسی نیست

فقط آقای باده

هو هو هو گوش کنین !

اینم صدای باده

اسدالله شعبانی

❆❆❆❆❆

تو که ماه بلند آسمون شی

منم وبلاگ تالار پذیرایی می شم و دورتو می گیرم

تو که وبلاگ تالار پذیرایی می شی دورمو می گیری

منم ابر می شم، رو تو می گیرم

تو که ابر می شی رومو می گیری

منم بارون می شم، نم نم می بارم

تو که بارون می شی، نم نم می باری

منم سبزه می شم، سر در میارم

تو که سبزه می شی، سر در میاری

منم گل می شم و پهلوت می شینم

❆❆❆❆❆

سلام به شادی تو

ای پسر عزیزم

دورباشه از تو زشتی

گل گل گل تمیزم

*

سلام به روی زیبات

ای بچه مودب

ای دختر تمیز و

پاکیزه و مرتب

کیوان ناظمیان پور

❆❆❆❆❆

دویدم و دویدم

به رایانه رسیدم

یه دنیا بازی توش بود

موسش شبیه موش بود

گفتم : چقدر قشنگی

جالب و رنگارنگی

گفت او، بشین کنارم

تا یاد بگیری کارم

❆❆❆❆❆

ثواب که کار خوبه

پیش خدا محبوبه

وقتی کسی ثواب کرد

خوبی رو انتخاب کرد

از خدا پاداش گرفت

برای کارهاش گرفت

بهتر که بتونیم

همیشه خوب بمونیم

❆❆❆❆❆

اتل متل توتوله

بچه خوب چه جوره؟

بچه خوب مهربونه

لباش همیشه خندونه

بچه خوب مؤدبه

منظم و مرتبه

به هر کجا که میره

سلام یادش نمیره

بچه خوب تمیزه

پیش همه عزیزه

❆❆❆❆❆

نی نی ما با دستاش

موی منو می کشه

یه ذره دردم می آد

این کار هر روزشه

دستای اون یه شونه س

شونه دونه ریزه

به جای شونه کردن

مو رو به هم می ریزه

یحیی علوی فرد

❆❆❆❆❆

اتل متل یه بابا

ببین چه مهربونه

تموم اهل دنیا

قدر اونو می دونه

اتل متل یه مادر

مثل وبلاگ تالار پذیرایی روشن

جاش توی قلب منه

میون باغ و گلشن

❆❆❆❆❆

تفنگ دارم، تفنگ دارم

یه عالمه فشنگ دارم

تفنگ نازم آبیه

واقعی نیست، قلابیه

خیلی شبیه آب پاشه

به جای تیر، آب می پاشه

فشنگ اون فراوونه

پیدا می شه تو هر خونه

مریم اسلامی

❆❆❆❆❆

گرگه کجاست؟ تو صحراست

منتظره بره و بزغاله هاست

چوپون کجاست؟ همین جاست

کنار گله ماست

چه کار داره؟ کار زیاد

مواظبه گرگه نیاد

اگه یه وقت گرگه بیاد،

چوپون ما چی می کنه؟

دمش رو قیچی می کنه

❆❆❆❆❆

من یک کتاب دارم

پر از گل و وبلاگ تالار پذیرایی

یک خانه عروسک

هزار تا قصه داره

کتاب خوشگل ما

قصه میگن برامون

قصه مادر بزرگ

تو شب های زمستون

هرکی کتاب می خونه

باید اینو بدونه

کتاب براش همیشه

یه دوست مهربونه

❆❆❆❆❆

عروسک قشنگم هنوز تو رختخوابه

نمی دونه که بیرون آفتاب داره می تابه

عروسک کوچولو خواب و دیگه رها کن

ببین آفتاب در اومد پاشو چشماتو وا کن

پرنده های روی بوم دارن آواز می خونن

خوب صداشونو گوش کن ببین چه ناز می خونن

به من بگو که وقتی همه جا غرق نوره

با چشمای شیشه ایی دنیای ما چه جوره

شعر بچگانه قدیمی و فولکلور

لی لی، لی لی حوضک

گنجیشکه اومد آب بخوره افتاد تو حوضک

این یکی درش اورد

این یکی آبش داد

این یکی نونش داد

این یکی گفت: کی هلش داد؟

این یکی گفت: منِ منِ کله گنده

دویدم و دویدم

سر کوهی رسیدم

دوتا خاتونی دیدم

یکیش به من نون داد

یکیش به من آب داد

نونو خودم خوردم

آبو دادم به صحرا

صحرا به من علف داد

علفو دادم به بزی

بزی به من شیر داد

شیر و دادم به بقال

بقال به من مویز داد

مویز و دادم به آقا

آقا به من دعا داد

دعا رو بستم به بازوم

خدا به من شفا داد

بازآفرینی محمد هادی محمدی

❆❆❆❆❆

جم جمک برگ خزون

مادرم زینت خاتون

گیس داره قد کمون،

از کمون بلندتره،

از شبق مشکی تره

گیس اون شونه می خواد،

شونه فیروزه می خواد،

حمام سی روزه می خواد،

هاجستم و واجستم،

تو حوض نقره جستم،

نقره نمکدونم شد،

هاجری به قربونم شد !

بازآفرینی افسانه شعبان نژاد

❆❆❆❆❆

بارون میاد جرجر

رو پشت بوم هاجر

هاجر عروسی داره

تاج خروسی داره

ـ هاجرک نازقندی

یه چیزی بگم نخندی

وقتی حنا میذاشتی

ابروهاتو برمی داشتی

زلفاتو وا می کردی

خالتو سیاه می کردی

زهره نیومد تماشا

نکن اگه دیدی حاشا؟؟

- حوصله داری بچه؟

نکنه بیکاری بچه

نمی دونی کار دارم من

دل بیقرار دارم من

الان دومادو میارن

دستمو میدن به دستش

باید درارو بستش

تو این هوای گریون

شرشر لوس بارو

که شب سحر نمیشه

زهره به در نمیشه

❆❆❆❆❆

دکتر چه مهربونه درد منو میدونه

زخم منو میبنده با شوخی و با خنده

میگه مریض کوچولو کوچولو و کوچولو

برو بخواب تو خونه دوای تو همینه

تا که بشی سلامت شاد و شاد و راحت

❆❆❆❆❆

شیر بخورید مفیده مانند برف سفیده

کاملتر از این غذا کس ندیده تا حالا

شیر بخوریم سیر میشیم قوی مثل شیر میشیم

هر روز اگه بنوشیم هیچوقت مریض نمیشیم

❆❆❆❆❆

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده

تو رخت خواب مخمل آبی خوابیده

یه روز مامان رفته بازار اونُ خریده

قشنگ تر از عروسکم هیچ کس ندیده

عروسک من

چشماتُ وا کن

وقتی که شب شد

اون وقت لالا کن

بیا بریم توی حیاط با من بازی کن

توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن

❆❆❆❆❆

شبا که ما می خوابیم

آقا پلیسه بیداره

ما خواب خوش میبینیم

اون دنبال شکاره

آقا پلیس زرنگه

با دزدا خوب میجنگه

ما هم اونو دوست داریم

بهش احترام می ذاریم !

❆❆❆❆❆

گنجشکک اشی مشی

لب بوم ما مشین

بارون میاد خیس می شی

برف میاد گولّه می شی

می افتی تو حوض نقاشی

می گیرتت فراش باشی

می کشتت قصاب باشی

می پزتت آشپزباشی

می خورتت حاکم باشی

❆❆❆❆❆

جوجه جوجه طلایی

نوکت سرخ و حنایی

تخم خود را شکستی

چگونه بیرون جستی؟

گفتا جایم تنگ بود

دیوارش از سنگ بود

نه پنجره نه در داشت

نه کس ز من خبر داشت

گفتم چنین جای تنگ

نیاورد به جز ننگ

به خود دادم یک تکان

مثل رستم پهلوان

تخم خود را شکستم

یکباره بیرون جستم

❆❆❆❆❆

گل همه رنگش خوبه

بچه زرنگش خوبه

تو کتابها نوشته

تنبلی کار زشته

تنبل همیشه خوابه

جاش توی رختخوابه

پاشو پاشو صداش کن

از رختخواب جداش کن

بشور دست و رویش

شانه بزن به مویش

سخن پایانی

خوانندگان گرامی چنانچه از نام شاعران اشعار بدون نام شاعر، آگاهی دارید، از طریق بخش نظرات و پرسش ها ما را در یافتن اسامی این شعرا یاری کنید. همچنین اشعار زیبای بچگانه تان را نیز از این طریق با ما به اشتراک بگذارید. در پایان، از شما دعوت می کنیم تا شعر بچگانه برای عید نوروز را نیز در وبلاگ تالار پذیرایی مطالعه کنید.

منبع: ستاره

به "مجموعه متن شعر بچگانه کوتاه و بلند (آسان و شاد)" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مجموعه متن شعر بچگانه کوتاه و بلند (آسان و شاد)"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید